تبليغاتX
فن آور

فن آور

وبلاگي در خصوص مسائل آموزشي و فني و علمي درعين حال با مطالب متنوع ديگر

پدیده شگفت انگیز شَفَق قُطبی !

پدیده شگفت انگیز شَفَق قُطبی !


شَفَق یا سُرخی قُطبی یکی از پدیده‌های جوی کرهٔ زمین است. شَفَق‌های قُطبی نورهای زیبایی هستند که به طور طبیعی در آسمان دیده می‌شوند که معمولاً در شب و در عرض‌های جغرافیایی قُطبی به چشم می‌خورند. آنها در یونوسفر تشکیل می‌شوند و سپیده دم قُطبی قابل مشاهده هستند. در عرض جغرافیایی قطب شمال به آنها شَفَق‌های شمالی نیز گفته می‌شود. به شَفَق‌های قُطبی، نور قطب شمال هم گفته می‌شود زیرا آنها فقط در نیم کرهٔ شمالی رویت می‌شوند و هر چقدر به قطب شمال نزدیک می‌شوید با توجه به مجاورت با قطب مغناطیسی شمالی زمین احتمال بیشتری می‌رود که بتوانید آنها را ببینید به طور مثال در شهرهای شمالی کانادا که بسیار نزدیک به قطب هستند امکان رویت آنها بسیار زیاد است.

شَفَق‌های قُطبی در نزدیکی قطب مغناطیسی شمالی ممکن است خیلی بالا باشد ولی در افق شمالی به صورت سبز بر افروخته و در صورت طلوع خورشید به صورت قرمز کمرنگ دیده می‌شود. شَفَق‌های قُطبی معمولاً از سپتامبر تا اکتبر و از مارس تا آوریل اتفاق می‌افتند. در قطب جنوب نیز این اتفاق می‌افتد ولی فقط در جنوبی‌ترین عرض جغرافیایی قابل رویت است و گاهی اوقات در آمریکای جنوبی و استرالیا پدیده شَفَق مشاهده میشود.

در هنگام شکل گیری شَفَق قُطبی، آسمان تابان می شود و نقش هایی با رنگها و شکل های گوناگون دیده می شود. گاهی دارای شکل کمان یکنواخت، ساکن یا تپنده است و گاهی عبارت است از شمار زیادی پرتو با طول موج های متفاوت، که مانند پرده ها و نوارها بازی می کنند و پیچ و تاب می خورند. رنگ تابانی از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاکستری تغییر می کند. بعضی از قبایل کانادایی به این پدیده رقص ارواح می‌گویند.

طبیعت و منشا شَفَق های قُطبی زمان درازی به کلی پوشیده مانده بود و قرن‌ها بود که این پدیده زیبا علاقمندان به آسمان را مسحور کرده است اما تا به امروز علت ظهور این پدیده و شکل‌گیری دوره‌های تناوب آن ناشناخته مانده بود تا اینکه به تازگی برای توجیه این راز توضیحات رضایت بخشی پیدا شده است ...

تصاویر زیر صحنه هایی از این پدیده شگفت انگیز را در شمال غربی کانادا نشان می دهد:


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 13:25  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

رودخانه ای در تابستان و جاده ای در زمستان !


رودخانه ای در تابستان و جاده ای در زمستان !

رودخانه Mackenzie River Delta ، شهرک قطبی Tuktoyaktuk را به قلمرو شمال غربی کانادا متصل می کند و تابستان ها، تنها بوسیله قایق یا هواپیما می شود به آن منطقه دسترسی پیدا کرد. اما با یخ بستن رودخانه در زمستان، امکان رفت و آمد خودروها نیز فراهم می گردد. این جاده را جاده زمستانی نامگذاری کرده اند چون تنها هنگام زمستان قابل تردد است و این جاده در هنگام تابستان، تنها یک رودخانه است!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در  شنبه نهم بهمن 1389ساعت 10:33  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

غذا خوردن پشت میزكار خطرناک است!


غذا خوردن پشت میزكار خطرناک است!

غذا خوردن پشت میزكار خطرناک است!

غذا خوردن پشت میز كار نباید تبدیل به یك عادت شود و هر زمان كه میسر شد می‌توان غذا را در آرامش و مكان مناسبت‌تر میل كرد.
دفتر آموزش و ارتقاء سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی اعلام كرد: افراد در بعضی از مواقع در محیط‌های كار و به علت نبود وقت كافی مجبور می‌شوند غذای خود را پشت میز كار میل كنند كه لازم است به نكاتی توجه كنند.

براساس اعلام دفتر آموزش و ارتقاء سلامت، وقتی افراد پشت میز كار غذا می‌خورند باید حواسشان به غذایی كه در دهان می‌گذارند باشد و اجازه ندهند به خاطر این كه حواسشان معطوف یك ایمیل و یا یك مورد كاری است بیش از حد غذا بخورند. همچنین افراد می‌توانند برای ناهار یك وعده غذایی با حجم متعادل مصرف كنند و توجه داشته باشند كه این وعده در حدی نباشد كه احساس سیری بیش از حد و رخوت بعد از صرف غذا، برایشان ایجاد شود.

بنابراین گزارش، افراد بهتر است كه ناهار را از منزل بیاورند و از خوردن غذاهای پركالری و فست فود اجتناب كنند در واقع ناهار فرصت خوبی است برای این كه غذاهای سالم بخورند و بهتر است با خود غذاهای سالم حاوی سبزیجات بیاورند، تا مواد مغذی مهم از جمله پروتئین و فیبر را دریافت كنند.

بنا به توصیه دفتر آموزش ارتقاء سلامت، بهتر است برای حفظ ایمنی غذا و حمل آن از ظرف مخصوص استفاده كرده و سپس آن را به یخچال موجود در محل كار منتقل كنند و اجازه ندهند منتقل كردن غذا به یخچال بیش از 2 ساعت به طول انجامد.

این گزارش می‌افزاید: افراد می‌توانند هر زمان كه فرصت بود به قدم زدن و پیاده‌روی بپردازند و اگر مجبور هستند كه پشت میز، غذا را صرف كنند باید به دنبال راهكارهایی برای حركت در بقیه اوقات روز باشند و سعی كنند در مسیر برگشت به خانه قدری پیاده روی كنند.

این گزارش حاكیست، میز كار را همیشه باید مرتب، تمیز و ضدعفونی كنند و تمیز كردن میزكار حداقل روزی یكبار با مواد ضدعفونی توصیه می‌شود. پاك كردن میز تنها با دستمال كاغذی فایده چندانی ندارد و در از بین بردن آلودگی‌ها مؤثر نیست. افراد می‌توانند در هنگام صرف غذا بر روی میزكار خود، از یك روكش یا رومیزی كوچك استفاده كرده تا بین میكروب‌ها و غذای آنها مانع ایجاد شود همچنین می‌توانند غذا را به همراه یك دوست یا همكار صرف كنند تا فرصتی را برای استراحت و تجدید روحیه و تعامل با همكاران به خود بدهند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:35  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

مقام از خود ممنون


مقام از خود ممنون



مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:
"باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:
"باشه،  ولی اونجا نرو.". مامور فریاد می زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم." بعد هم دستش را
می برد و از جیب پشتش نشان خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:
"اینو می بینی؟ این نشان به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم..در هر منطقه یی...
بدون پرسش و پاسخ. حالی ات شد؟ میفهمی؟"


دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود


کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلند می شنود و می بیند که ماموراز ترس گاو بزرگ وحشی که هرلحظه

به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.
 









به نظر می رسد که مامور راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت میکند، باسرعت خود را به نرده ها می رساند واز ته دل فریاد می کشد:" نشان. نشانت را نشانش بده !" ر
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:25  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

اربعين حسيني

بسم رب الحسین


اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است. عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد. عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست. عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن. آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.

هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است. اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد. اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است. اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است. اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.

چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعین در واقع مراسم دائمی و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاریخ است و در این اعتراض عمومى، امام حسین(ع) سمبل شجاعت، پایمردى و آزادگى و یزید نماینده و مظهر جور و فجور است. در این چهل روز یاد امام حسین(ع) صدرنشین محفل دلهاست و افکار عمومى بیش از هر حادثه مهم دیگرى تحت تاثیر حادثه کربلاست و این فرصت مناسبى است تا مردم، عشق به امام حسین(ع) و کینه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و این کینه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آمیزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پیش دائر گردد.

چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه! تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟! هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏ های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوانمردی را با کدام قلم می‏نویسند؟

چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم.

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از "گرد و خاک کردن" کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است. قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود.

چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر و چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای "هَل مِن ناصر یَنصُرنی" تو بی‏جواب نخواهد ماند و روزگار اینچنین نخواهد ماند. قرن‏ها می‏روند و می‏آیند و میدانی که پرچم گلگونت هم بر زمین نخواهد ماند ای حسین فاطمه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:15  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

قیمت یک روز زندگی چقدره ؟!

قیمت یک روز زندگی چقدره ؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم!


شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به
گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این جوری فقط می خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟

اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه
و به موجودات زمین می بخشه؟!

ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.

قیمت بلیتش هم دل تومنه!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن

لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن
زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
چی خیال کردی؟

پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری
تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
آ خدا رو می گم ...
همون اوستاکریمی که رحمتش رو بروی هیچ بنده ای نمی بنده
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟

یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا وول می خوری!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر

به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 10:54  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

مزاياي خنده

  *ما بهشت را برای کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)
*
نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
*
بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیه‌السلام)
*
خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیه‌السلام)
*
خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزش‌تر است. (امام صادق علیه‌السلام)
*
نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیه‌السلام)
*
هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد می‌کند. (امام جواد علیه‌السلام)
*
هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمی‌کند. (امام حسن عسگری علیه‌السلام)
*
خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
*
خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
*
خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.
*
خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.
*
خنده زبان مشترک همه جهانیان است.
*
خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.
  • * خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
    *
    خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.
    *
    خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است.
    *
    خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستان‌های امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
    *
    خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است.
    *
    خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
    *
    خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
    *
    خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
    *
    خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.
    *
    خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.
    *
    خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.
    *
    خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید.
    *
    خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.
    *
    خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف می‌کند.
    *
    خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.
    *
    خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.
    *
    خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.
    *
    خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
    *
    خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.
    *
    خنده آنقدر مهم است که عکاسان می‌گویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...
    *
    خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.
    *
    خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.
    *
    خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.
    *
    خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.
  • * خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.
    *
    خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
    *
    خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
    *
    خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.
    *
    خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.
    *
    خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.
    *
    خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر می‌سازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد می‌شود.
    *
    خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
    *
    خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.
    *
    خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکرده‌تر می‌شوند. کمتر و دیرتر می‌خندند.
    *
    خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
    *
    خنده در بروز ایده‌های نو و خلاق موثر است.
    *
    خنده گرفتگی‌ها و کرامپهای عضلانی را برطرف می‌سازد.
    *
    خنده باعث رفع خستگی می‌شود.
    *
    خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
    *
    خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمی‌توان شناسایی کرد.
    *
    بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)
    *
    بد و نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)
    *
    خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد.
    *
    اخم کردن کار اهریمنان است.
    *
    چهره خندان بیشتر در حافظه می‌ماند.
    *
    برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)
    *
    خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
    *
    خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می‌شود، بدون استفاده از لغات کمک می‌کند.
    *
    خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف می‌کند پس می‌تواند سلاح هم باشد.
    *
    خنده خیلی زیاد و بی‌مورد دل را می‌میراند. (حضرت علی علیه‌السلام)
  • * از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی)
    *
    خنده خون سالم تولید می‌کند. (ایتالیایی)
    *
    تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است.(اسپانیولی)
    *
    دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو می‌خندند. (انگلیسی)
    *
    خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)
    *
    انسان خنده‌رو موفق‌تر است. (ژاپنی)
    *
    اگر از کسی چیزی می‌خواهید اول او را بخندانید.
    *
    انسان خنده‌رو از دنیا راضی‌تر است مثل من.
    *
    خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز می‌باشد.
    *
    خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. (ایرانی)
    *
    یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
    *
    جدی‌ترین آدمها کسانی هستند که می‌خندند و می‌توانند بخندانند. (فرانسوی)
    *
    تبسم دشمن را دوست می‌کند. (جرج نیکلا)
    مؤمن می‌بایست عبوس و گرفته نباشد و گشاده‌رو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.
    *
    از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.
    همیشه با لبی خندان زندگی دلپذیر داشته باشید.
  • + نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 15:47  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

    اندر احوالات فرهنگ رانندگی در ایران


    اندر احوالات فرهنگ رانندگی در ایران

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    در یک دستش سیگار بود و در دست دیگرش گوشی موبایل! پایش را روی گاز گذاشته بود و هرکسی جلوی راهش سبز می شد، فحش بارانش می کرد. راننده جلویی راهنمای سمت راست را زد و قصد حرکت به لاین راست را داشت، اما برای او که خود را صاحب حق می دانست راهنما معنایی نداشت. پس سرش را از شیشه ماشین بیرون برد و فریاد کشید: هوی مرتیکه چه خبرته!؟ و بعد به شخصی که پشت خط تلفنش بود گفت"باتو نبودم با این عوضی بودم" و بعد ادامه داد: "خارج که بودم کیف می کردم از رانندگی مردم. شیطونه می گه به خاطر اوضاع افتضاح رانندگی بذارم برم از این مملکت" !

    بعد ته سیگارش را از شیشه ماشین داخل خیابان پرت کرد و همانطور که مشغول حرف زدن با موبایل بود با زحمت دستش را دراز کرد تا از صندلی کناری یک موز بردارد بعد همانطور که مشغول رانندگی و حرف زدن با موبایل و غرزدن بود، موز را پوست کند و آن را به سرعت خورد و بدون معطلی پوست موز را از شیشه ماشین به بیرون پرت کرد بعد همانطور که با دهان پر با موبایل حرف می زد گفت: مملکت نیست که بی نظمی بیداد می کند. خیابونها کثیف، راننده ها بی قید!... خاک بر سر من که موندم اینجا و دارم زندگی می کنم. کی قدر آدمو می دونه اینجا؟!

    همانطور که داشت حرف می زد بی آنکه راهنما بزند به سمت راست متمایل شد و وقتی بوق ممتد ماشین پشتی به صدا درآمد، سرش را از شیشه بیرون برد و فریاد زد "زهر مار، چه خبرته؟"
    دوباره گوشی موبایل را به گوشش نزدیک کرد و با اخم گفت: "با تو نبودم، با یک راننده عقده ای بودم، فکر کرده اتوبان رو خریده"
    همانطور که مشغول صحبت بود ادامه داد: یک لحظه گوشی! صبر کن چراغ قرمز را رد کنم بعد حرف می زنیم"
    و بعد با مهارت از چراغ قرمز گذشت و بدون آنکه غم به دلش راه بدهد گوشی موبایل را برداشت و به غرغرهایش ادامه داد.
    "داشتم می گفتم. واقعا این مردم بی فرهنگ شدن؛ خارج که بودم هیچ کس هنگام رانندگی تخلف نمی کرد، آدم شرم می کنه وقتی این راننده هارو با راننده های خارجی مقایسه می کنه. یک ذره این مردم انصاف ندارن..."

    در همین حین به خط کشی عابر پیاده رسید. بعد با عصبانیت فریاد کشید: "زود باشید دیگه فس فس نکنید. مگه دارید از روی فرش قرمز عبور می کنید که اینقدر ادا دارید" و بعد با سرعت از روی خط کشی عابر پیاده رد شد و صدای اعتراض عابران را بلند کرد. اما او بی توجه گذشت و همانطور که بین ماشین ها لایی می کشید غرزنان از هدر رفتن استعدادش حرف می زد و با فرهنگی خارجی ها! کمی که جلوتر رفت ناگهان یک اتوشویی را دید و یادش افتاد که باید کت و شلوارش را از اتوشویی بگیرد. اما مقابل اتوشویی یک ایستگاه اتوبوس بود باز هم شروع کرد به فحش دادن "هیچ چیز سرجایش نیست، ایستگاه اتوبوس اینجا چکار می کنه؟ بعد مکالمه موبایلش را قطع کرد و همانجا داخل ایستگاه پارک کرد و زیر لب گفت: "اگه جلوتر پارک کنم باید کلی پیاده برگردم. همینجا خوبه!"

    بعد پیاده شد و داخل اتوشویی رفت. وقتی برگشت با یک قبض جریمه مواجه شد که زیر برف پاک کن ماشینش چشمک می زد. برگ جریمه را برداشت و با عصبانیت گفت: فقط بلدن بیخود و بی جهت از آدم پول بیگرن. برم خارج راحت شم. نه قانون سرشون می شه نه فرهنگ می دونن چیه؟"
    بعد سیگار دوم را روشن کرد و سوار ماشین شد. تلافی عصبانیتش را سر راننده های دیگه درمیآورد و با سرعت ۱۲۰ کیلومتر رانندگی می کرد.
    هرکس دم پرش می شد با کلمات رکیک از او پذیرایی می کرد.
    همچنان با سرعت حرکت می کرد و به این فکر می کرد که خارجی ها کجا هستند و ما کجا هستیم؟ آنقدر سرعتش بالا بود که علایم راهنمایی و رانندگی را نمی دید. اگر هم می دید فرقی نمی کرد. به نظر او این علایم فقط در خارج کاربرد دارد و هر وقت رفت خارج به آنها توجه می کند.

    آنقدر عجله داشت و عصبانی بود که حتی متوجه نشد که کمی جلوتر خط کشی عابر پیاده است. البته اگر هم متوجه می شد، فرقی نداشت. چرا که به عقیده او حق تقدم در همه موارد با خودش بود.
    همان موقع بود که پیرمرد عصا به دست به گمان آنکه خط کشی عابر پیاده از سایر نقاط خیابان امن تر است در حال عبور از روی خط کشی بود. اما راننده عصبانی، در فکر برگ جریمه بود و فرهنگ رانندگی خارجی ها. آنقدر عصبانی بود که هیچ چیز و هیچ کس را نمی دید. همان موقع بود که بی آنکه بفهمد صدای برخورد یک چیز را با ماشینش حس کرد.
    وقتی چشمش را باز کرد و به خودش آمد فهمید یک پیرمرد روی خط کشی عابر پیاده نقش زمین شده و عصایش آن طرف تر پرت شده و خون از سر و صورتش به بیرون ریخته می شود. نمی دانست چه عکس العملی نشان دهد. چه کسی را باید فحش دهد. پیرمرد را؟ خط کشی عابر پیاده را! خارجی ها را؟! فرهنگ رانندگی را، قبض جریمه را یا خودش را که استعدادش هدر رفته بود؟!!


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
    :: مقایسه ای از فرهنگ رانندگی در تهران و کالیفرنیا ::


    این روزها خیلی چیزها برایمان عادی شده. اگر ببینیم که یک موتور با سرعت از پیاده رو می گذرد، بی آنکه اعتراضی بکنیم، راه را برایش باز می کنیم و موتور سوار با طلبکاری فراوان از کنارمان می گذرد و می رود. اگر ببینیم که چراغ قرمز است و بعضی راننده ها از غیبت پلیس استفاده می کنند و از چراغ قرمز عبور می کنند، باز هم برایمان عادی است و خیلی عادی تر است که ببینیم موتورسیکلت کارکرد تاکسی یا باربر را دارد و چند سرنشین و یا یک بار طویل را حمل می کند. عادت کرده ایم خیلی راحت از کنار همه اینها بگذریم چرا که این روزها پیاده رو کار کرد سواره رو، و سواره رو کارکرد پارکینگ را پیدا کرده و علایم راهنمایی و رانندگی هم برای تزیین خیابانها به کار می روند و کاربرد دیگری ندارند.
    همه ما وقتی برای گرفتن گواهی نامه رانندگی ثبت نام می کنیم کتاب آیین نامه را با دقت می خوانیم و علایم راهنمایی و رانندگی را در ذهنمان حک می کنیم. اما به محض اینکه امتحان آیین نامه به پایان رسید و در امتحان شهری رانندگی هم قبول شدیم دیگر علایم را می بوسیم و می گذاریم لب تاقچه! آن وقت است که دیگر رعایت کردن قوانین می شود قرتی بازی! بستن کمربند سوسول بازی است و راهنما زدن افت دارد!

    خیلی زود یاد می گیریم که تنها زمانی باید قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنیم که افسر سفید پوش پلیس در معابر و چهارراهها ایستاده باشد و بیشتر از آنکه حواسمان به علایم راهنمایی و رانندگی باشد، حواسمان به این است که مبادا پلیس جایی ایستاده باشد و از چشم تیزبین ما مخفی بماند.
    بدترین اتفاقی که ممکن است برایمان بیفتد این است که جریمه شویم. آن هم خیلی مهم نیست فدای سرمان. جریمه شدن از انتظار کشیدن پشت چراغ قرمز اعصاب خورد کن، بهتر است ضمن اینکه مبلغ جریمه ها آنقدر بالا نیست و حتی در صورت تلمبار شدن قبوض پرداخت نشده جریمه های رانندگی، حتی در حد چند میلیون تومان از دادگاه و زندان خبری نیست و تنها مجازات سخت گیرانه آن، دوبرابر شدن مبلغ جریمه است.

    ۵۰ میلیون قبض جریمه در سال
    هیچ اشکالی ندارد، اگر بدانیم که سالانه ۵۰ میلیون قبض جریمه برای رانندگان متخلف کشورمان صادر می شود. اصلا لازم نیست خودمان را ناراحت کنیم. چرا که رانندگان خودشان بلدند که چطور با جریمه شدن مقابله کنند البته اصلا تصور نکنید که آنها قوانین را رعایت می کنند چرا که فقط ۳۲ درصد از رانندگان متخلف پس از اعمال قانون ما تخلف خود را می پذیرند و ۷۸ درصد آنها از طریق توهین، رشوه، تهدید یا چانه زنی به توجیه تخلف خود و برخورد با ماموران راهنمایی و رانندگی می پردازند.

    قربانیان تصادفات برابر با تلفات جنگ

    ما مردم خوبی هستیم. یعنی حداقل خودمان این ادعا را داریم. پس بنابراین قوانین و مقررات برایمان در حد کشک محسوب می شود و رعایت آن ضرورتی ندارد. همین که از دیدگاه خودمان آدم های با فرهنگ و با کمالاتی هستیم کافیست. این توهم بی نقص بودن گاهی اوقات کار دستمان می دهد و آنقدر غرور به ما فشار می آورد که یادمان می رود که قوانین برای خودمان وضع شده اند نه کشورهای خارجی! آن وقت است که آمار کشته های تصادفات جاده هایمان می رسد به ۲۳ هزار نفر! این تعداد کشته با تلفات یک جنگ برابری می کند و حتی گاهی کشته های یک سال حوادث رانندگی ما به اندازه ۱۰ سال یک کشور اروپایی است.

    هزینه های پنهان تصادفات

    البته مرگ، بسیار ناخوشایند است. مرگ یک پدر در تصادف بسیار دردناک تر است. اما این تصادفات علاوه بر هزینه های جانی و مالی آشکار، یک سری هزینه های پنهان هم دارد. همه آدم ها در تصادفات جان خود را از دست نمی دهند و بعضی ها این شانس را دارند که باز هم از نعمت زندگی بهره مند شوند. اما این زنده ماندن همیشه هم عالی نیست. در اکثر تصادفات مصدومان دچار صدمات شدیدی می شوند که این صدمات تا آخر عمر همراه آنهاست. شکستگی ها و له شدگی ها، قطع اعضای بدن، قطع نخاع و هزاران مشکل جبران ناپذیر دیگر که نه تنها هزینه های درمان را بر مصدومان تحمیل می کند هزینه های دیگری هم دارد که به آن هزینه پنهان می گوییم. از کار افتادگی یک مرد که در اثر تصادف دچار عارضه شدید شده یکی از این هزینه های پنهان است. همچنین هزینه ای که باید بابت دیه توسط رانندگان متخلف پرداخت شود از دیگر انواع هزینه هاست. یک پدر از کار افتاده نه تنها توانایی کسب و درآمد را ندارد بلکه هزینه های شخصی خود و همچنین هزینه های درمان خود را نیز به خانواده اش تحمیل می کند و همه اینها بر اثر یک لحظه بی احتیاطی ایجاد می شوند.

    جریمه های یک روز تهران برابر با یک سال اروپا

    وقتی از فرهنگ رانندگی اروپایی ها حرف می زنیم، چنان آهی می کشیم که جگر همه را می سوزاند. اما مگر فرهنگ رانندگی در اروپا را غیر از مردمان آن کس دیگری می سازد، مگر مردم ما افرادی غیر از تک تک اعضای جامعه هستند؟ مگر خود ما شامل این مردم نیستیم؟ پس چرا انتظار داریم دیگران فرهنگ رانندگی ها را درست کنند؟ چرا از خودمان شروع کنیم. چرا باید در خبرها بخوانیم که جریمه های رانندگی یک روز تهران با تعداد جریمه های رانندگی یک سال اروپا (یعنی یک قاره) برابری می کند. یعنی تعداد تخلفاتی که در یک روز در شهر تهران از چشم پلیس پنهان نمی ماند به اندازه تخلفات یک سال یک قاره است و این یعنی فاجعه، حال تصورش را بکنید تعداد تخلفاتی که در طول یک روز از چشم پلیس پنهان می ماند و به جریمه شدن نمی رسد چقدر است؟
    این عدد و رقم ها ما را به این می رساند که عادت کرده ایم زور بالای سرمان باشد و اگر ما را به حال خودمان بگذارند قانون و احترام به حقوق دیگران و حتی حقوق خودمان سرمان نمی شود. شاید لازم باشد و یا بهتر بگوییم واجب باشد که در کنار هر تابلوی راهنمایی یک مامور بایستد و در کنار هر چراغ چند مامور تا تخلفات ما به حداقل برسد!

    قوانین برای چه کسانی است

    آنچه مسلم است علایم راهنمایی و رانندگی بین المللی هستند و در تمام دنیا یک معنای مشخص را دارند. اما از آنجائی که ما عادت داریم همه چیز را برای خودمان تفسیر کنیم و در نهایت خود را توجیه کنیم که اشتباه نکرده ایم یا علایم راهنمایی و رانندگی را نمی بینیم و یا اگر هم ببینیم متناسب با شرایط روحی و خانوادگی و سیری و گرسنگی و اقساط عقب افتاده، نمره دیکته فرزندمان در روز گذشته و درجه انصاف صاحب خانه آن را تفسیر می کنیم.
    در نتیجه همیشه حق تقدم با ماست. چه علایم این حق را تاکید کنند، چه نکنند! علایم راهنمایی و رانندگی از کجا می فهمند که قسط و پول آب و برق و گاز و تلفن و هدفمند شدن یارانه ها و اجاره بهای مسکن و قیمت سکه یعنی چه؟ آنها برای آدم های خوش و مرفهین بی درد ساخته شده اند نه برای ما که هزار فکر و خیال و بدبختی داریم. بهتر است این قوانین را خارجی ها رعایت کنند که از هفت دولت آزادند. ما خیلی هنر کنیم به بدبختی هایمان می رسیم. پس کمربند ایمنی را نمی بندیم چون قلبمان می گیرد. راهنما نمی زنیم چون رانندگان دیگر باید خودشان شعور داشته باشند و جهت حرکت ما را تشخیص دهند. چراغ قرمز را رد می کنیم چون عجله داریم. جلوی بیمارستان بوق می زنیم تا حال راننده جلویی را بگیریم. سبقت غیر مجاز می گیریم چون راننده های دیگر فس فس می کنند و خلاصه این که تخلف می کنیم چون اعصاب نداریم.

    قوانین و جرایم راهنمایی و رانندگی در سایر کشورهای دنیا

    ما خیلی راحت از قوانین راهنمایی و رانندگی سرپیچی می کنیم و به راحتی از کنار آنچه موظف به انجام آن هستیم می گذریم. شاید یکی از دلایل آن پایین بودن نرخ جریمه در ایران نسبت به سایر نقاط دنیاست. بررسی و مقایسه میان میزان جریمه های رانندگی در کشور ما با دیگر کشورهای دنیا بیانگر تفاوت چشمگیر و معنادار میان ما و این کشورهاست. به طوری که به وضوح مشخص است نوع و شیوه برخورد با تخلفات رانندگی در کشور ما به میزانی نیست که مانع ارتکاب تخلف توسط رانندگان باشد.

    در اینجا نگاهی داریم به جرایم رانندگی در سایر کشورهای دنیا

    در کشورهایی مانند کانادا و آمریکا رانندگانی که مرتکب تخلفات حادثه ساز رانندگی از جمله سرعت و سبقت غیرمجاز، لایی کشیدن، مصرف مشروبات الکلی و عبور از چراغ قرمز می شوند، خودروی آنها در پارکینگ متوقف و راننده متخلف نیز برای اعمال قانون به مراجع قضایی معرفی می شود. محمد بلغاری ادامه می دهد: تشخیص اینکه راننده متخلف از بیماری ذهنی و روانی برخوردار است، کنترل اعتیاد و تست استفاده از داروهای روانگردان، کنترل بیماری های روانی و در نهایت ابطال و توقیف گواهینامه از عمده مواردی است که پس از تنظیم گزارش پلیس درباره آن تصمیم گیری می شود و در برخی کشورها این کار به عهده دادگاه و مراجع قضایی است. به طور مثال در کانادا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با رانندگان متخلف به عهده مراجع قضایی است و در کشور ما پلیس راهنمایی و رانندگی این مسوولیت را به عهده دارد. به اعتقاد این کارشناس، عدم سختگیری پلیس در برخورد با متخلفان از یکسو و عدم بازدارندگی کافی جرائم راهنمایی و رانندگی، میل به تخلفات را در میان رانندگان کشورمان افزایش داده و انجام تخلف را به صرفه کرده است.

    متخلفان در فهرست بیماران روانی سوئیس

    سوئیس از جمله کشورهایی است که تجربه موفقی در زمینه کنترل تخلفات حادثه ساز رانندگی و کاهش رشد تصادفات داشته، اما روش مسوولان این کشور در برخورد با تخلفات مخاطره آمیز رانندگی، راهکار جالب و موثری بوده است. در این کشور، راننده ای که تعداد تخلفات رانندگی اش از حد مجاز تعیین شده در سال بیشتر باشد به عنوان یک بیمار روانی از رانندگی محروم می شود.
    در آمریکا نیز چنانچه راننده ای مرتکب تخلفات حادثه ساز رانندگی همچون سرعت بیش از حد مجاز و حرکات بی پروا و خطرناک هنگام رانندگی شود یا حتی یک بار در طول دوره آزمایشی دریافت گواهینامه خود مرتکب تخلف شود، گواهینامه اش به مدت ۶۰ روز و چنانچه در حال غیرعادی رانندگی کرده باشد، به مدت ۹۰ روز معلق می شود.

    نیوزیلند و جریمه های ۲۰ هزار دلاری

    رانندگی پس از نوشیدن مشروبات الکلی بخصوص در صورتی که منجر به جراحت و تلفات شود یکی از اعمال خلافی است که اگر رانندگان در نیوزیلند مرتکب آن شوند، هزینه سازترین تخلفات را مرتکب شده اند. رانندگانی که چنین تخلفاتی را مرتکب می شوند مجازات نقدی، حبس و محرومیت از رانندگی را متوجه خود می کنند. راننده ای که در نیوزیلند پس از مصرف مشروبات الکلی اقدام به رانندگی کرده و تصادفی منجر به جرح یا فوت را رقم زده است، بین ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار دلار معادل ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان جریمه نقدی همراه یک سال محرومیت از رانندگی و حبس حداکثر ۲ سال را متحمل می شود. سرعت غیرمجاز در نیوزیلند ۲۸ روز توقیف گواهینامه و جریمه نقدی ۶۳۰ دلاری را برای راننده متخلف به همراه دارد. راندن خودروی دارای نقص فنی برای راننده متخلف حداکثر ۲ هزار دلار جریمه دارد.

    جریمه ۱۰۰۰ پوندی سرعت غیرمجاز در انگلیس

    در انگلیس جریمه ۵۰۰۰ پوندی (معادل ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) همراه مجازات حبس پیش روی آن دسته از رانندگانی قرار می گیرد که حداکثر ظرف ۲۴ ساعت از وقوع تصادف، اقدام به فرار از گزارش کردن تصادف به پلیس می کنند. گریختن از صحنه تصادف در انگلیس علاوه بر جریمه ۵۰۰۰ پوندی مجازات حبس حداکثر ۶ ماهه را مشمول خود می کند. علاوه بر این، سرعت غیرمجاز نیز در انگلیس جریمه ۱۰۰۰ پوندی را در پی دارد.

    جریمه ۱۲۰۰ دلاری سرعت غیرمجاز در نیویورک

    معمولی ترین میزان جریمه در میشیگان آمریکا برابر ۵۰ دلار معادل ۵۰ هزار تومان است که برای نبستن کمربند ایمنی در نظر گرفته می شود. نداشتن بیمه خودرو، رانندگی بی دقت و سرعت غیرمجاز از جمله تخلفاتی هستند که در میشیگان آمریکا جریمه های ۱۵۰ دلاری دارند. سبقت غیرمجاز و بی توجهی به علامت ایست ۲ تخلفی هستند که جریمه های ۸۰ دلاری دارند. همچنین قوانین جاری درباره تخلفات ترافیکی در ایالت اوهایوی آمریکا حاکی از آن است که اگر راننده ای از خودرو برای انجام امور خلاف استفاده کند از طرف بخش ثبت وسایل نقلیه نامه ای دریافت می کند که اگر بار دیگر چنین تخلفی را مرتکب شود علاوه بر این که امتیاز رانندگی اش به مدت ۶ ماه تعلیق می شود باید ضمانت نامه مالی به مدت ۵ سال به اداره امور وسایل نقلیه تحویل دهد. همچنین آزمون رانندگی مجدد از وی اخذ و مجبور به گذراندن یک دوره مفید آموزش رانندگی شود.
    در نیویورک داشتن سرعت غیرمجاز هنگام رانندگی ۴۵ تا ۶۰۰دلار جریمه دارد و اگر این تخلف در حوالی مدارس انجام شود مشمول ۹۰ تا ۱۲۰۰ دلار جریمه می شود. نبستن کمربند ایمنی در نیویورک ۵۰ دلار جریمه و نبستن کمربند ایمنی مخصوص کودکان ۲۵ تا ۱۰۰ دلار جریمه دارد. استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی، رعایت نکردن فاصله مجاز از خودروی جلو، سرپیچی از دستورهای پلیس، خرابی چراغ ها و تخلفات موتورسیکلت در زمره تخلفاتی در نیویورک هستند که مشمول جریمه های ۱۰۰ دلاری می شوند. نگاهی به قوانین ترافیکی در کشور همجوار، کویت نشان می دهد اگر راننده ای برای ۴ بار دچار تخلف استفاده از خودروی شخصی برای حمل ونقل عمومی شود، مجوز رانندگی اش به مدت یک سال توقیف می شود. جریمه سرعت غیرمجاز در امارات عربی متحده برابر ۲۰۰ درهم، در انگلیس حداکثر ۱۰۰۰ پوند، در میشیگان برابر ۷۵ تا ۱۲۰ دلار و در نیویورک ۴۵ تا ۶۰۰ دلار است.

    توقیف یکساله گواهینامه در آلمان

    در آلمان وقتی پلیس راننده ای را شناسایی می کند که با سرعت غیرمجاز می راند نه تنها وی را جریمه می کند، بلکه اعتبار گواهینامه اش را به مدت یک سال لغو می کند. در این کشور فقط کافی است راننده ای طی ۲ سال، یک بار مرتکب هر کدام از ۳ تخلف عبور از چراغ قرمز، سرعت غیرمجاز و رعایت نکردن فاصله مناسب با خودروی جلویی شود تا گواهینامه رانندگی وی باطل شود.

    حرف آخر

    از همه این حرفها که بگذریم، می رسیم به این موضوع که تا خودمان اصلاح نشویم فرهنگ رانندگی کشورمان اصلاح نخواهد شد و تا زمانی که فرهنگ خارجی ها را چماق می کنیم و بر سر فرهنگ خودمان می کوبیم، هیچ کاری از پیش نخواهیم برد مگر اینکه این چماق ها تلنگری باشد برای تک تک ما. تلنگری برای اصلاح تک تک اعضای جامعه ما تا با اصلاح هر کدام از ما فرهنگ رانندگی کشورمان هم بهبود یابد و اوضاع زخمی رانندگی در ایران ترمیم شود.

    گذشته از این، نحوه رانندگی در هر کشوری فرهنگ مردمان همان جامعه را نشان می دهد ولی به راستی ما را چه شده است که یکی از بی‌فرهنگ‌ترین مردم دنیا در رانندگی از آب درآمده‌ایم به طوری که در کنار معرفی جاذبه‌های گردشگری در ایران، "هشدار جدی نسبت به رانندگی خطرناک ایرانیان" یکی از بخشهای جدایی ناپذیر کتابچه‌های راهنمای جهانگردان است؟ مگر ما چگونه رانندگی می‌کنیم که فیلم رانندگی و نیز نحوه عبور عابران در ایران، تبدیل به یکی از انواع کلیپهای پربیننده و خنده دار در اینترنت با صدها هزار بیننده شده و آبروی "ایرانی" را یکجا به حراج گذاشته ایم؟ هر چه هست ما اصلاح ناشدنی نیستیم و الا ایستادن خودروها در پشت خط عابر پیاده و نیز بستن کمربند ایمنی، امروز در میان ما فراگیر نشده بود.

    از برخی کشورها مثل بنگلادش و افغانستان که بگذریم، رانندگی در دنیا یک امر "جمعی" است ولی در ایران یک امر "فردی" تلقی می‌شود. رانندگی در ایران یعنی "می خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم". پس رانندگان دیگر، "رقیب" من هستند و من نباید از رقبا عقب بمانم. این نگرش در عمل چگونه خود را نشان می‌دهد؟

    هر فضای خالی که پیدا شد، باید زودتر از دیگران آن را پر کنم. چنین است که رانندگی ایرانی یعنی "چپاندن خودرو یا موتور در اولین فضایی که خالی می‌شود". اینکه روی خط طولی می‌روم، فضا را برای دیگری تنگ می‌کنم و چه مزاحمتی برای عابران یا رانندگان دیگر ایجاد می‌کنم مهم نیست و حتی نزد برخی می‌توان از شانه خاکی سمت راست جاده برای فرار از ترافیک کمک گرفت. رانندگی به سبک ایرانی یعنی "رفتن از هر مسیر ممکن نه از مسیر تعیین شده"؛ درست مانند کودکی که در فضای حیاط منزلش که تعلق به خودش دارد ماشین بازی می‌کند و در هر لحظه به هر جهتی که خواست سر اسباب بازی اش را می‌چرخاند.

    گرچه اتومبیل سال‌هاست وارد ایران شده، اما تعریف رانندگی، چه رسد به فرهنگ آن، هنوز وارد کشورمان نشده است. "رانندگی صحیح" که نوعی مشارکت در یک امر جمعی است به معنای "هدایت خودرو خود در جای صحیح در بین خودروهای دیگر" است. این "جریان عبور و مرور" است که راننده را به مقصد می‌رساند نه به اصطلاح زرنگی او !

    وقتی در جامعه‌ای این نگرش به رانندگی حاکم باشد، یعنی هر کس قبل از آنکه به رسیدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعی خودروها باشد، این نظم در همه جا خود را نشان می‌دهد. بنایراین کسی که می‌خواهد در بزرگراه به راست بپیچد از صدها متر جلوتر در مسیر تعیین شده قرار می‌گیرد و خالی بودن باند کناری، او را به قانون شکنی نمی‌کشاند. رانندگی ایرانی معنای خاص خود را دارد. این رانندگی خاص، اصطلاحات خاصی هم به دنبال آورده است که در کتابهای آموزش رانندگی اصلا" وجود ندارد؛ اصطلاحاتی مانند "راه گرفتن" و یا "رد کردن".

    "راه گرفتن" یعنی جلوی دیگری را بگیر تا خودت بتوانی بروی. چه وقت راه را "می گیریم"؟ مثلا هنگام گردش به چپ در چهارراه. تا می‌توانیم وسیله نقلیه خود را جلوتر و جلوتر می‌بریم تا ماشین مقابل چاره‌ای جز راه دادن به ما نداشته باشد. "رد کردن" را هم وقتی به کار می‌بریم که خودرو خود را از فاصله بسیار نزدیک از کنار اتومبیل‌های دیگر یا پای یک عابر عبور می‌دهیم.

    حالا تا اندازه‌ای معلوم می‌شود که چرا در کشور ما این مقدار تصادف رخ می‌دهد و چرا بیشترین کشته‌ها در میان عابران پیاده در ایران یا "سالمند" هستند و یا "کودک"؛ تا کسی حرکات شبه آکروباتیک بلد نباشد نمی‌تواند خود را از اتومبیل‌ها و موتورسیکلت‌هایی که چفت در چفت یکدیگر و با فاصله سانتیمتری و گاهی میلیمتری از کنار عابران می‌گذرند نجات دهد.

    تفاوت رانندگی ایرانی با رانندگی استاندارد بی شباهت به تفاوت فوتبال آمریکایی و فوتبال معمولی نیست. ما در بسیاری موارد رانندگی نمی‌کنیم اسکی می‌کنیم، زیرا اصل در رانندگی ما بر توقف نکردن است مگر آنکه مانعی فیزیکی مقابلمان باشد.

    برگرفته از : پارس توریسم


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    رعایت قوانین به روایت طنز !

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    + نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 14:46  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

    گپ و گفتی با شیطان

    گپ و گفتی با شیطان

     روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: `حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم`، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.

     

    روز مصاحبه:

    جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت: مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.

    پیش از انجام مصاحبه گفتم: با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟

    خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.

    گفتم: چه حربه ای؟

    جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.


    متن مصاحبه:

    عبدالله: خودتان را معرفی کنید.

    شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خناس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

    عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

    شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی بر قامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

    عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟

    شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت. اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم و اگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)

    با ما بگو حکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:

    در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

    اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نو پای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"

    تمامی فرشتگان بی درنگ بر آدم سجده بردند.

    این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000 هزار سال(6) (با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود و خلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم؟!

    آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

    این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.


    عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی باز نداشت؟

    شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

    عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟

    شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیز خود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.

    این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصرگرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیأت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)

    عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟

    شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.

    عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟

    شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

    عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟

    شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیندازد.

    عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟

    شیطان : بر سر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه بر من خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

    عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

    عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟

    شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم و البته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

    عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

    شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی (بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

    عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟

    شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)

    عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

    شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)

    عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟

    شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس (طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم. (15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را بجد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

    عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

    شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

    عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟

    شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران و خدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا بخوبی جامه عمل می پوشانند.(16)


    عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟

    شیطان: امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیز دست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان (و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت و اجابت؛ همین و بس.

    عبدالله: حرف آخر؟

    شیطان (در حالی که چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)


     

    زیر نویس هاا:

    1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه

    2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف کننده‏اى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مى‏کند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ و یاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.

    3- بقره/30

    4- پیشین
    5- پیشین

    6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

    7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست (معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

    8- نور/21

    9- انعام/121 و نیز بنگرید : کهف/63

    10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان قادر است در قالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

    11- ابراهیم/22

    12- اسراء/24

    13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم.

    14- پیشین

    15- پیشین

    16- نحل/100و نیز ناس/5

    17- اعراف/16

    [i]

    + نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 16:38  توسط غلامحسين ايران نژاد  | 

    9 درمان طبیعی برای برخی بیماریها!

    .:: 9 درمان طبیعی برای برخی بیماریها! ::.


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    به گزارش سلامت نیوز شناخت خواص خوراکی‌های طبیعی در دسترس و ارزان‌قیمت می‌تواند به شما کمک کند که گاهی زودتر به داد خودتان برسید. البته ناگفته نماند که برای انجام هر یک از این روش‌ها باید نظر پزشک را هم جویا شوید و از درمان‌های خودسرانه پرهیز کنید تا گرفتار عوارض ناخواسته این درمان‌های طبیعی نشوید.

    - لیمو و جای جوش
    دکتر آدری‌ کیونین، متخصص پوست ومو می‌گوید: شما می‌توانید برای از بین بردن جای جوش‌های صورت‌تان، روزی 10 تا 15 دقیقه یک قطعه لیمو ترش تازه را روی پوست‌تان بگذارید و بعد از 12 هفته از داشتن پوستی صاف و شفاف لذت ببرید. اسید موجود در آب لیمو ترش سبب از بین رفتن جای جوش‌ها می شود. ولی اگر پوست‌ خشکی دارید، بهتر است از این روش استفاده نکنید.

    - سرکه سیب و ضرب‌دیدگی

    محققان می‌گویند سرکه سیب یکی از موثرترین مواد برای مبارزه با بیماری‌های التهابی است. بنابراین اگر قسمتی از بدن‌تان دچار ضرب‌دیدگی شده و ورم کرده است، روزی چند نوبت یک دستمال پارچه‌ای را به سرکه سیب آغشته کنید و روی قسمت متورم بمالید، یا روزی دو بار خمیری متشکل از سرکه سیب و سفیده تخم ‌مرغ را به مدت یک ساعت روی بخش ضرب‌دیده بگذارید.

    - زنجبیل و دل‌ درد

    این گیاه معجزه‌گر بهترین درمان برای دل‌ دردهای ساده و حتی دل ‌دردهای دوران بارداری و قاعدگی است. مطمئن باشید که اگر دل‌درد به سراغ‌تان بیاید، با نوشیدن روزی دو لیوان دم کرده زنجبیل می‌توانید از دست آن خلاص شوید. برای درست کردن دم کرده زنجبیل هم کافی است یک قاشق غذاخوری زنجبیل تازه را در یک قوری آب داغ بریزید و 10 دقیقه منتظر شوید تا خوب دم بکشد و آماده نوشیدن شود.

    - عسل و خراش پوستی

    این خوراکی شیرین و خوش‌مزه، حاوی دو ماده موثر و مفید برای درمان زخم‌های ناشی از بریدگی یا خراش است؛ عسل برای از بین بردن رطوبت و در نتیجه از بین رفتن باکتری‌ها و پراکسید هیدروژن برای ضدعفونی کردن بسیار مفید است. پس شما می‌توانید برای درمان بریدگی‌ های سطحی‌تان به سادگی از این ماده شفابخش استفاده کنید.

    - نمک و بوی بد پاها

    یکی از مشکلاتی که اکثر ورزشکاران و گاهی افراد غیر ورزشکار با آن دست به گریبان‌اند، مشکلات مربوط به پاهاست. تعریق بیش از حد و بوی نامطبوع پا، به وجود آمدن قارچ‌های پوستی بین انگشتان پا و سفتی پوست بخصوص در پاشنه و انگشت شست پا، از جمله ی این مشکلات هستند. دکتر سوزان لوین، متخصص بیماری‌‌های داخلی، به کلیه افرادی که به نوعی با هر کدام از این مشکلات درگیر هستند توصیه می‌کند روزانه 5 تا 10 دقیقه پاهای‌شان را در محلولی حاوی یک لیتر آب گرم و دو قاشق چای‌خوری نمک، قرار دهند.

    - روغن زیتون و اگزما

    خشکی و خارش شدید پوست در بیماری اگزما بسیار آزار دهنده است. اگر از این بیماری پوستی رنج می‌برید و داروهای شیمیایی هم حساسیت پوست‌تان را بیشتر کرده اند، می‌توانید روزی چند نوبت یک قاشق چای‌خوری روغن زیتون را روی هر 5/2 سانتی‌متر از پوست مبتلا بمالید و اگر بیماری‌تان شدید و پیشرفته است، منطقه چرب شده را با یک پوشش پلاستیکی بپوشانید.

    - شیر و آرامش

    دکتر برنارد ویتون، روان‌پزشک، می‌گوید: اگر می‌خواهید پیش از خوابیدن به آرامش کامل برسید و با ذهنی آرام یک خواب لذت‌بخش را تجربه کنید، نیم ساعت قبل از خواب یک لیوان شیر گرم بنوشید. اسیدآمینه‌ای به نام تریپتوفان در شیر وجود دارد که باعث ایجاد حس آرامش می‌شود.

    - دم کرده بابونه و میخچه

    دکتر لوین می گوید: آسان‌ترین راه برای از بین بردن میخچه پا این است که روزی دو ساعت آن را در دم کرده ی بابونه قرار دهید. این دم کرده گیاهی، بهترین ماده برای نرم کردن پوست سفت شده هم به شمار می‌آید. در ضمن اگر دیدید پوست‌تان بعد از قرار گرفتن در دم کرده بابونه رنگ گرفت، اصلا نگران نشوید. مقداری آب ولرم و صابون ملایم می‌تواند مشکل شما را خیلی سریع حل کند.

    - جوش‌ شیرین و عفونت‌ ادراری

    به گفته دکتر لارین گیل‌اسپای، اورولوژیست، جوش ‌شیرین با قلیایی کردن محیط مثانه باعث جلوگیری از تکثیر باکتری‌ها می‌شود، بنابراین اگر به عفونت دستگاه ادراری مبتلا شده‌اید و به پزشک هم دسترسی ندارید، روزی یک لیوان آب که با یک چهارم قاشق چای‌خوری جوش ‌شیرین مخلوط شده است را بخورید و در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کنید.

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 10:20  توسط غلامحسين ايران نژاد  |