+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 13:25  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 10:33  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
غذا خوردن پشت میزكار خطرناک است!

غذا خوردن پشت میز كار نباید تبدیل به یك عادت شود و
هر زمان كه میسر شد میتوان غذا را در آرامش و مكان مناسبتتر میل كرد.
دفتر آموزش و ارتقاء سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی اعلام كرد:
افراد در بعضی از مواقع در محیطهای كار و به علت نبود وقت كافی مجبور میشوند
غذای خود را پشت میز كار میل كنند كه لازم است به نكاتی توجه كنند.
براساس اعلام دفتر آموزش و ارتقاء سلامت، وقتی افراد پشت میز كار غذا میخورند
باید حواسشان به غذایی كه در دهان میگذارند باشد و اجازه ندهند به خاطر
این كه حواسشان معطوف یك ایمیل و یا یك مورد كاری است بیش از حد غذا بخورند.
همچنین افراد میتوانند برای ناهار یك وعده غذایی با حجم متعادل مصرف كنند
و توجه داشته باشند كه این وعده در حدی نباشد كه احساس سیری بیش از حد و
رخوت بعد از صرف غذا، برایشان ایجاد شود.
بنابراین گزارش، افراد بهتر است كه ناهار را از منزل بیاورند و از خوردن
غذاهای پركالری و فست فود اجتناب كنند در واقع ناهار فرصت خوبی است برای
این كه غذاهای سالم بخورند و بهتر است با خود غذاهای سالم حاوی سبزیجات
بیاورند، تا مواد مغذی مهم از جمله پروتئین و فیبر را دریافت كنند.
بنا به توصیه دفتر آموزش ارتقاء سلامت، بهتر است برای حفظ ایمنی غذا و حمل
آن از ظرف مخصوص استفاده كرده و سپس آن را به یخچال موجود در محل كار منتقل
كنند و اجازه ندهند منتقل كردن غذا به یخچال بیش از 2 ساعت به طول انجامد.
این گزارش میافزاید: افراد میتوانند هر زمان كه فرصت بود به قدم زدن و
پیادهروی بپردازند و اگر مجبور هستند كه پشت میز، غذا را صرف كنند باید به
دنبال راهكارهایی برای حركت در بقیه اوقات روز باشند و سعی كنند در مسیر
برگشت به خانه قدری پیاده روی كنند.
این گزارش حاكیست، میز كار را همیشه باید مرتب، تمیز و ضدعفونی
كنند و تمیز كردن میزكار حداقل روزی یكبار با مواد ضدعفونی توصیه میشود.
پاك كردن میز تنها با دستمال كاغذی فایده چندانی ندارد و در از بین بردن
آلودگیها مؤثر نیست. افراد میتوانند در هنگام صرف غذا بر روی میزكار خود،
از یك روكش یا رومیزی كوچك استفاده كرده تا بین میكروبها و غذای آنها مانع
ایجاد شود همچنین میتوانند غذا را به همراه یك دوست یا همكار صرف كنند تا
فرصتی را برای استراحت و تجدید روحیه و تعامل با همكاران به خود بدهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:35  توسط غلامحسين ايران نژاد
|

مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:
"باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:
"باشه، ولی اونجا نرو.". مامور فریاد می زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم." بعد هم دستش را
می برد و از جیب پشتش نشان خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:
"اینو می بینی؟ این نشان به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم..در هر منطقه یی...
بدون پرسش و پاسخ. حالی ات شد؟ میفهمی؟"
دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود
کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلند می شنود و می بیند که ماموراز ترس گاو بزرگ وحشی که هرلحظه
به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.
به
نظر می رسد که مامور راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن
برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت میکند، باسرعت خود را
به نرده ها می رساند واز ته دل فریاد می کشد:" نشان. نشانت را نشانش بده !" ر
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:25  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
بسم رب الحسین
اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری

عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین،
روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و
اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا
و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است. عاشورا تا
اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها
سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلمستیزی باشد.
عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در
عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس
حسین(ع) نشست. عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلمزده است
و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن. آری، اربعینْ فرصتی برای
اعلام همبستگی با عاشوراست.
هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان،
نشانهای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت
است. اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر
زمان و حادثههای زمین، هرگز نمیتواند نوشتههای آن را محو کند و
البته کهنگی در آن راه ندارد. اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و
حق یاوری است. اربعین، نشانهای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمههای
دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است. اربعین، صدای عدالت و
صداقت، و شاخههای درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا
ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است. اربعین، جویبار همیشه
جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمههای خون خداوند از چهار سوی عالَم
است.
چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعین در واقع مراسم دائمی و رسمى
اعلام انزجار از ظالمان تاریخ است و در این اعتراض عمومى، امام
حسین(ع) سمبل شجاعت، پایمردى و آزادگى و یزید نماینده و مظهر جور و
فجور است. در این چهل روز یاد امام حسین(ع) صدرنشین محفل دلهاست و
افکار عمومى بیش از هر حادثه مهم دیگرى تحت تاثیر حادثه کربلاست و
این فرصت مناسبى است تا مردم، عشق به امام حسین(ع) و کینه و تنفر
از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و این کینه مقدس را با پوست و
گوشت خود و فرزندانشان در آمیزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به
هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال
گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پیش
دائر گردد.
چهل روز گذشت. نه اشکها در چشم دوام آوردند، نه حرفها بر زبان!
روایت درد، آسان نیست. خاکهای بیابان میدانند که سیلی آفتاب یعنی
چه! تشنگی را باید از ریگهای ساحل پرسید تا بگویند آب به چه میارزد؟!
هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راههای شام، انتظار کشیدند
تا صدای قدمهای کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانهاند، غریبهاند
با برادران خویش! حرفها فاسد شدهاند پشت میله های زندان سینهها.
دستی بیرون نمیآید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه
و شام ربودهاند. ارادهها را چپاول کردهاند. دستها را بریدهاند.
به آدمها یاد دادهاند خم و راست شوند. کسی نمیداند شجاعت چیست و
جوانمردی را با کدام قلم مینویسند؟
چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر
کشیده بود. چشمهایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشکهایمان
را چهل روز است که نشستهایم! چهل روز است که از پا ننشستهایم.
زنجیر بر دستهایمان نهادند و در میدانهای شهر گرداندند؛ غافل که
چلچراغ را به دیار شب میبرند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر
مصیبتمان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سالهاست میشناسیم؛ ما صبر
را در خانه علی علیهالسلام آموختهایم.
از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از "گرد و خاک کردن" کم نگذاشتند تا
حقیقت پاکیمان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بینیاز از این گرد
و خاک کردنهاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی!
زبانها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمیپاید، سکوت
است. قلبها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند
باز دارند از تأمل. خطبههای زین العابدین علیهالسلام قیام کرده
بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیامرسان خون تو باشد. طنین
شهادت تو، پردهها را لرزاند، ریسمانها را گسیخت و قلبها را گشود.
چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر و چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای "هَل
مِن ناصر یَنصُرنی" تو بیجواب نخواهد ماند و روزگار اینچنین
نخواهد ماند. قرنها میروند و میآیند و میدانی که پرچم گلگونت هم
بر زمین نخواهد ماند ای حسین فاطمه!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:15  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
*ما بهشت را برای
کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)
* نشانه
آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم)
* بعد
از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیهالسلام)
* خنده
و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیهالسلام)
* خوشحال
کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزشتر است. (امام صادق علیهالسلام)
* نزد
خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیهالسلام)
* هر
که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد میکند.
(امام جواد علیهالسلام)
* هیچ
چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمیکند. (امام حسن عسگری علیهالسلام)
* خنده
در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.
* خنده
در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.
* خنده
فشار خون را تعدیل میکند.
* خنده
سن افراد را کمتر نشان میدهد.
* خنده
زبان مشترک همه جهانیان است.
* خنده
هیچ هزینهای ندارد.
* خنده پیامی زیبا
دارد و آن این است: به سوی من بیایید.
* خنده
، خنده میآورد و مسری است.
* خنده
در هیچ حیوانی دیده نمیشود و مختص آدمی است.
* خنده
نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستانهای امروزی اتاق خنده طراحی شده است.
* خنده
انبساط عروقی ایجاد میکند که در سلامتی موثر است.
* خنده
آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر
شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.
* خنده
در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.
* خنده
گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)
* خنده
با بازدم انجام میشود و این کار باعث میگردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی
ایجاد نماید.
* خنده
تعادل ظریف هورمونی ایجاد میکند.
* خنده
باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد میکند.
* خنده
هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد مینماید.
* خنده
تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش میدهد که در سلامتی
موثر است.
* خنده
به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف میکند.
* خنده
محبوبیت و جذابیت ایجاد میکند.
* خنده
شادی میآورد، همای طور که شادی خنده میآورد.
* خنده
قدرت یادگیری را افزایش میدهد. نقش خنده در کلاسهای درسی و آموزشی فوق
العاده است.
* خنده
نشانه رضایت از وضعیت موجود است.
* خنده
نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها میسازد.
* خنده
آنقدر مهم است که عکاسان میگویند لبخند ، لبخند ، لطفا
لبخند بزنید!...
* خنده
بهدلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل مینماید.
* خنده
از بیماریهای زخممعده و اثنی عشر جلوگیری میکند.
* خنده
کلسترول خون را کاهش میدهد.
* خنده
در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.* خنده «دویدن بیحرکت»
نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر میکند.
* خنده
باعث میشود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.
* خنده
سبب میشود دوستان بیشتری پیدا کنیم.
* خنده
زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمیکند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم میشود و این نوع مکانیسم جبرانی یا
دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش میدهد.
* خنده
بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین میبرد ولی
اخم چین و چروک را زیاد میکند.
* خنده
باعث افزایش اندرفین مغز میشود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس
سرخوشی و شادی میشود.
* خنده
تحمل دردهای جسمی را آسانتر میسازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت
تسکین درد میشود.
* خنده
نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.
* خنده
با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر میخندیم.
* خنده
با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکردهتر
میشوند. کمتر و دیرتر میخندند.
* خنده
چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.
* خنده
در بروز ایدههای نو و خلاق موثر است.
* خنده
گرفتگیها و کرامپهای عضلانی را برطرف میسازد.
* خنده
باعث رفع خستگی میشود.
* خنده
اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.
* خنده
از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمیتوان
شناسایی کرد.
* بگشا
پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از
دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)
* بد و
نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)
* خنده
و تبسم صورت را زیبا میسازد.
* اخم
کردن کار اهریمنان است.
* چهره
خندان بیشتر در حافظه میماند.
* برای
غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید
- خنده (پروفسور امانویل)
* خنده
بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.
* خنده
به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس میشود،
بدون استفاده از لغات کمک میکند.
* خنده
روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف میکند پس میتواند سلاح هم باشد.
* خنده
خیلی زیاد و بیمورد دل را میمیراند. (حضرت علی علیهالسلام)* از پس از هر گریه
آخر خنده است. (ایرانی)
* خنده
خون سالم تولید میکند. (ایتالیایی)
* تبسم
عمیق از شمشیر برندهتر است.(اسپانیولی)
* دنیا
مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو میخندند. (انگلیسی)
* خنده
در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)
* انسان
خندهرو موفقتر است. (ژاپنی)
* اگر
از کسی چیزی میخواهید اول او را بخندانید.
* انسان
خندهرو از دنیا راضیتر است مثل من.
* خندیدن
، تمایل به برتر جلوه کردن نیز میباشد.
* خنده
بر هر درد بیدرمان دواست. (ایرانی)
* یک
تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)
* جدیترین
آدمها کسانی هستند که میخندند و میتوانند بخندانند. (فرانسوی)
* تبسم
دشمن را دوست میکند. (جرج نیکلا)
مؤمن میبایست عبوس و گرفته نباشد و گشادهرو و خندان باشد و
قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم
لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر
مگردان.
* از
ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر
نداشت.
همیشه
با لبی خندان زندگی دلپذیر داشته باشید.
+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن 1389ساعت 15:47  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن 1389ساعت 14:46  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
|
|
|
عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟
شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛
پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که
هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر
آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم و البته من جز فریب و دروغ
نویدشان نخواهم داد.(12)
عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟
شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها،
حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها،
شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی (بخوانید زمین
هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.
عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟
شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)
عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟
شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)
عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟
شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس
(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان
را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به
هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در
بردم. (15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را
بجد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی
نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.
عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟
شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.
عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟
شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می
انگارند، کارگزاران و خدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید
مرا بخوبی جامه عمل می پوشانند.(16)
عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟
شیطان: امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه
امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف
ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیز
دست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان (و نه جسم) آدمی
است؛ آن هم در حدود دعوت و اجابت؛ همین و بس.
عبدالله: حرف آخر؟
شیطان (در حالی که چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم
که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت،
پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید
چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)
زیر نویس هاا:
1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه
2- در
سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان
تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می
شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛
گویا شیطان همچون طواف کنندهاى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش
مىکند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ و یاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و
تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.
3- بقره/30
4- پیشین
5- پیشین
6- نهج
البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می
فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی
است یا اخروی.
7- از
نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست (معارج/3) بنابراین
چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به
دست می آید.
8- نور/21
9- انعام/121 و نیز بنگرید : کهف/63
10- در
تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان قادر است
در قالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص
109-108
11- ابراهیم/22
12- اسراء/24
13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم.
14- پیشین
15- پیشین
16- نحل/100و نیز ناس/5
17- اعراف/16
![[i]](http://1forosh.com/pi/h/hmodir.gif)
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 16:38  توسط غلامحسين ايران نژاد
|
.:: 9 درمان طبیعی برای برخی
بیماریها!
::. |
|

به گزارش سلامت نیوز شناخت خواص خوراکیهای طبیعی در دسترس و
ارزانقیمت میتواند به شما کمک کند که گاهی زودتر به داد خودتان
برسید. البته ناگفته نماند که برای انجام هر یک از این روشها باید
نظر پزشک را هم جویا شوید و از درمانهای خودسرانه پرهیز کنید تا
گرفتار عوارض ناخواسته این درمانهای طبیعی نشوید.
- لیمو و جای جوش
دکتر آدری کیونین، متخصص پوست ومو میگوید: شما میتوانید برای از
بین بردن جای جوشهای صورتتان، روزی 10 تا 15 دقیقه یک قطعه لیمو
ترش تازه را روی پوستتان بگذارید و بعد از 12 هفته از داشتن پوستی
صاف و شفاف لذت ببرید. اسید موجود در آب لیمو ترش سبب از بین رفتن
جای جوشها می شود. ولی اگر پوست خشکی دارید، بهتر است از این روش
استفاده نکنید.
- سرکه سیب و ضربدیدگی
محققان میگویند سرکه سیب یکی از موثرترین مواد برای مبارزه با
بیماریهای التهابی است. بنابراین اگر قسمتی از بدنتان دچار ضربدیدگی
شده و ورم کرده است، روزی چند نوبت یک دستمال پارچهای را به سرکه
سیب آغشته کنید و روی قسمت متورم بمالید، یا روزی دو بار خمیری
متشکل از سرکه سیب و سفیده تخم مرغ را به مدت یک ساعت روی بخش ضربدیده
بگذارید.
- زنجبیل و دل درد
این گیاه معجزهگر بهترین درمان برای دل دردهای ساده و حتی دل
دردهای دوران بارداری و قاعدگی است. مطمئن باشید که اگر دلدرد به
سراغتان بیاید، با نوشیدن روزی دو لیوان دم کرده زنجبیل میتوانید
از دست آن خلاص شوید. برای درست کردن دم کرده زنجبیل هم کافی است
یک قاشق غذاخوری زنجبیل تازه را در یک قوری آب داغ بریزید و 10
دقیقه منتظر شوید تا خوب دم بکشد و آماده نوشیدن شود.
- عسل و خراش پوستی
این خوراکی شیرین و خوشمزه، حاوی دو ماده موثر و مفید برای درمان
زخمهای ناشی از بریدگی یا خراش است؛ عسل برای از بین بردن رطوبت و
در نتیجه از بین رفتن باکتریها و پراکسید هیدروژن برای ضدعفونی
کردن بسیار مفید است. پس شما میتوانید برای درمان بریدگی های
سطحیتان به سادگی از این ماده شفابخش استفاده کنید.
- نمک و بوی بد پاها
یکی از مشکلاتی که اکثر ورزشکاران و گاهی افراد غیر ورزشکار با آن
دست به گریباناند، مشکلات مربوط به پاهاست. تعریق بیش از حد و بوی
نامطبوع پا، به وجود آمدن قارچهای پوستی بین انگشتان پا و سفتی
پوست بخصوص در پاشنه و انگشت شست پا، از جمله ی این مشکلات هستند.
دکتر سوزان لوین، متخصص بیماریهای داخلی، به کلیه افرادی که به
نوعی با هر کدام از این مشکلات درگیر هستند توصیه میکند روزانه 5
تا 10 دقیقه پاهایشان را در محلولی حاوی یک لیتر آب گرم و دو قاشق
چایخوری نمک، قرار دهند.
- روغن زیتون و اگزما
خشکی و خارش شدید پوست در بیماری اگزما بسیار آزار دهنده است. اگر
از این بیماری پوستی رنج میبرید و داروهای شیمیایی هم حساسیت پوستتان
را بیشتر کرده اند، میتوانید روزی چند نوبت یک قاشق چایخوری روغن
زیتون را روی هر 5/2 سانتیمتر از پوست مبتلا بمالید و اگر بیماریتان
شدید و پیشرفته است، منطقه چرب شده را با یک پوشش پلاستیکی
بپوشانید.
- شیر و آرامش
دکتر برنارد ویتون، روانپزشک، میگوید: اگر میخواهید پیش از
خوابیدن به آرامش کامل برسید و با ذهنی آرام یک خواب لذتبخش را
تجربه کنید، نیم ساعت قبل از خواب یک لیوان شیر گرم بنوشید.
اسیدآمینهای به نام تریپتوفان در شیر وجود دارد که باعث ایجاد حس
آرامش میشود.
- دم کرده بابونه و میخچه
دکتر لوین می گوید: آسانترین راه برای از بین بردن میخچه پا این
است که روزی دو ساعت آن را در دم کرده ی بابونه قرار دهید. این دم
کرده گیاهی، بهترین ماده برای نرم کردن پوست سفت شده هم به شمار میآید.
در ضمن اگر دیدید پوستتان بعد از قرار گرفتن در دم کرده بابونه
رنگ گرفت، اصلا نگران نشوید. مقداری آب ولرم و صابون ملایم میتواند
مشکل شما را خیلی سریع حل کند.
- جوش شیرین و عفونت ادراری
به گفته دکتر لارین گیلاسپای، اورولوژیست، جوش شیرین با قلیایی
کردن محیط مثانه باعث جلوگیری از تکثیر باکتریها میشود، بنابراین
اگر به عفونت دستگاه ادراری مبتلا شدهاید و به پزشک هم دسترسی
ندارید، روزی یک لیوان آب که با یک چهارم قاشق چایخوری جوش شیرین
مخلوط شده است را بخورید و در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کنید. |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 10:20  توسط غلامحسين ايران نژاد
|